Tuesday, February 16, 2010

رفیق ناباب

چند روزی از جلسه اول شیمی درمانی بانو گذشته و خداروشکر همه چی به خوبی داره پیش می ره
تنها مشکل، رفقای ناباب بانو هستن که دم به دقیقه از ایران زنگ می زنن پیشنهاد می کنن که بره و درمانشو توی ایران انجام بده
نمی دونم این مردیکه انتری نژاد توی ایران داره چه دوروغهایی می بافه که این رفقا فکر می کنن سیستم درمانی ایران بهتر از کاناداست
اگه ایران بهتره پس چرا تا بواسیر این حجت الاسلام ها و صقه الاسلام ها عود می کنه می رند انگلیس
من قبلا توی ایران برای یکی از آشناها که اصفهان ( دومین شهر بزرگ ایران ) زندگی می کرد داروهای شیمی درمانی رو از 13 آبان می گرفتم اونم به چه بدبختی براش می فرستادم تازه اون بنده خدا هم با وجودی که بیمه داشت کلی باید پول می داد.
حالا اینجا روزی که گفتن بیاید برای اولین جلسه، ما هم که ندید بدید بودیم هرچی دسته چک و کارت اعتباری بود با خودمون بردیم که اگه لازم شد بریم سریع پولو پرداخت کنیم و دارو ها رو بگیریم غافل از اینکه توی اتاق یه بسته پلمب شده با اسم بانو بود که کل داروها بصورت ترکیب شده و آماده تزریق داخلش بود. حتی قرصهایی که باید بعد از شیمی درمانی برای حالت تهوع بخوره هم داخلش گذاشته بودن و احتیاجی به پرداخت هیچ پولی نبود و تا رفتیم دوتا پرستار اومدن و کارهاشو انجام دادن باورتون نمی شه که بهش آب میوه می دادن که بخوره و همزمان با تزریق یکی از داروها بهش یخمک دادن که حواسش به دارو نباشه و مخاط داخل دهان خنک باقی بمونن
یه دکتر دارو ساز هم اومد و کل عوارض جانبی و نوع داروهای تزریقی و .... رو خیلی آروم و شمرده توضیح می داد. جالبتر اینکه ما توی یه شهر خیلی کوچیک با جمعیتی کمتر از دویست هزار نفر زندگی می کنیم
یادمه برای کارهای معافی سربازی باید دید چشمم رو چک می کردن یه قطره کوفتی ریختن توی چشمم که مردمک رو کاملا باز می کرد. و باعث می شد که همه جارو سفید ببینی من هم که این چیزهارو نمی دونستم تنهایی رفته بودم حالا بعد از ریختن قطرهه جایی رو هم نمی دیدم مجبور شدم زنگ بزنم به بانو تا بیاد دنبالم این احمقهایی که اونجا کار می کردن حتی بخودشون زحمت ندادن که به من قبلش بگن تا 24 ساعت تقریبا کوری.
نکته جالبی که اینجا خیلی رعایت می کنن اینه که غیر از دکترهاش که آقا هستن باقی پرسنلی که با بانو کار می کردن خانوم بودن چه توی آزمایشگاه و چه پرستارها یه جورهایی رعایت می کردن که مثلا حریم شخصی یه خانوم نادیده گرفته نشه
حالا توی ایران کافیه یه خانوم یه طوریش بشه هرچی اره و اوره هست توی بیمارستان می خوان زیر لباس یارو رو چک کنن ببینن سرجاش هست یا نه.
این هم فرق مملکت انسانی با مملکت اسلامی

No comments:

Post a Comment